بازم سلام
بازم همون وراج همیشگی همون به قول بعضی بچه ها ساناز جوجه ای خودتون
اومدم باز یه خورده حرف بزنم سرتونو درد بیارم بعد برم. اول یه چیزی بگم، از همتون معذرت می خوام واسه این که این مدت نتونستم آپ کنم فاصله بین آپام طولانی شد آخه میدونین چی بود به خدا دس خودم نبود خیلی سرم شلوغ پلوغ بود بچه ها می دونن تو چت هم کم میومدم مثل همیشه نمیومدم. حالا دلیلشو میگم واستون که از فضولی نمیرین![]()
اول از همه که من یه کلاسی میرم که کلی وقتم رو میگیره سه روز در هفته اونم روزی دو ساعت خوب بعد از کلاس که میام تمرین همون روز هم هست چیزایی که یاد گرفتم .
دوم دانشگاه! که از همش واویلا تره. آخه ما یه دانشگاه دیگه مقبول شدیم میخواستیم از اینجا به انصرافیم بریم اونور. خوب تا اینجاش مشکلاتی نیست ولی مشکلات از اونجا می شروید که دوستان بنده چون لطف دارن به اینجانب هی زنگ رو زنگ که ساناز، جون هر کی دوس داری انصراف رو بی خیال، دو ترم بیشتر نمونده زود تموم میشه و از این حرفا
از اونجا که مشکل سوم برام پیش اومد حالا وایسین بگم
و اما مشکل سوم نامزدی داییم اونم تو شیراز و از اونجا که من وصله پینه زنه این نامزدی بودم باید در همه مراحل شرکت میکردم به قول مامانم شده بودم همه کاره و هیچ کاره!
خوب داشتم میگفتم، چون مشکل سوم برام پیش اومد کار انصرافی رو سپردم دست یکی از این دوستام! دوست نگو دشمن بگو! اونم گفت باشه فکرشو نکن خودم برگ انصرافت رو یه روزه میزارم کف دستت! من خوش خیال هم به همین خیال دیگه دنبالش نبودم تا همین شب قبل پریشب این دوست گرامی با بنده تماسیدند و فرمودند که یه بخشنامه جدید اومده به اونایی که ترم اول رو گذروندن انصراف نمیدن تو باید همون ترم اول انصراف میدادی ! منم گفتم بابا بی خیال این موضوع رو سپردم دس یکی دیگه از بچه ها که خرش به قول خودش تو دانشگاه خیلی میرفت! اونم در کمال ناباوری فردا شبش تماس گرفت گفت برا انصرافی باید هشتصد هزار تومن واریز کنی بعد انصراف بدی! جلالخالق این دیگه چه مدلش بود؟ والا نمیدونم
اونم گفت این بخشنامه جدید اومده از امسال اجرا میشه قبلاً اینجوری نبوده گفتم این شانس من بد بخته که هی زرتو زرت بخشنامه جدید میاد؟ خلاصه داشتم بی خیال می شدم که مامانم گفت بیا خودمون پی گیرش شیم. منم از خدا خواسته گفتم ای به چشم . این شد که منو مامانم به هر جا و هر کس که میشناختیم البته از مسیولان دانشگاه تماس گرفتیم مامانم با مسیولان منم با دوستام که واسه همین ترم انصراف داده بودن . آخرش ما به این نتیجه رسیدیم که همههههههههههههههههه بچه ها منو سر کار گذاشته بودن
که من پشیمون شم انصراف ندم این شد که من خودم امروز رفتم دانشگاه خودم با هر بدبختی بود این انصراف رو گفتم و خیالم از همه چیز راحت شد.
ولی به خدا خیلی عذاب کشیدم داشتم میمردم از بسکه از این ساختمون به اون ساختمون از این اتاق به اون اتاق رفتم از بسکه از این پله ها بالا پایین اومدم فکر کنم سه چار کیلو کم کردم دیگه نیکا نمی خواد زحمت بکشی واسم رژیم بنویسی
خووووووووووووب دیگه کم کم برم. کلی کارام مونده. سه شنبه هم نامزدی داییمه ایشالا روزی خودتون باشه ایشالا همه عاشقا به عشقشون برسن البته این رسیدن یکی هم میخواد که پا در میونی کنه و فضول باشه بتونه کارارو با هم جفت و جور کنه مثل من
واسه همتون آرزوی روزای خوبی رو دارم ایشالا خوش باشین .
من هم یه مدت ممکنه نتونم آن بشه آخه فردا صبح دارم میرم شیراز از اونجا شاید نشه انلاین بشم شایدم شدم اونجا کامپیوتر هست ولی اگه من وقت کنم میام.
شایدم یه اپ کردم از اونجا یه آپیمونم بشه شیرازی ![]()
راستییییییی یه عکس باحال هم دارم ببینید این دوستمه هر وقت میرم دانشگا این تو راهمونه هی همش در حال خوردنه بهش میگم شیکم گنده ![]()
ببینید بد نیستاااااااااااااااااااااااااااا خیلی خوشکله
روز و شب همگی به خیر
دوستون دارم ببای![]()
![]()